anticonvulsant معنی فارسی ضد تشنج پادشنج معنی کامل و مثالها /-kǝn vul´sǝnt/adj., n.● (داروسازی) ضد تشنج، پادشنج واژههای دیگر با معنی «ضد تشنج» anticonvulsive داروي ضد تشنج antispasmodic دافع تشنج، داروي ضد تشنج