دیکشنری فارسی

antidromic

معنی فارسی

پادرسان پادرو

معنی کامل و مثال‌ها

/an´ti dräm´ik/adj.

● (فیزیولژی - هادی انگیزه‌های عصبی در جهت عکس جهت عادی) پادرسان، پادرو

تعریف انگلیسی

adjective
  1. conducting nerve impulses in a direction opposite to normal

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن