antidromic
معنی فارسی
پادرسان پادرو
معنی کامل و مثالها
/an´ti dräm´ik/adj.
● (فیزیولژی - هادی انگیزههای عصبی در جهت عکس جهت عادی) پادرسان، پادرو
تعریف انگلیسی
adjective
- conducting nerve impulses in a direction opposite to normal