دیکشنری فارسی

antiferromagnetism

معنی فارسی

آنتي فرومغناطيس

تعریف انگلیسی

noun
  1. magnetic field creates parallel but opposing spins; varies with temperature

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن