دیکشنری فارسی

antifertility

معنی فارسی

ضدباروري، داروي جلوگيري از آبستني،

ضد حاملگي

معنی کامل و مثال‌ها

/-fǝr til´ǝ tē/adj.

● (داروسازی) ضدباروری، داروی جلوگیری از آبستنی، ضد حاملگی

تعریف انگلیسی

adjective
  1. capable of preventing conception or impregnation “contraceptive devices and medications”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن