antihelix
معنی فارسی
برامدگي قسمت غضروفي خارج گوش.
معنی کامل و مثالها
/an´tī hē´liks´/n., pl.
● (کالبد شناسی - لبهی داخلی و خمیدهی دهلیز گوش برونی) پیش حلزون
برامدگي قسمت غضروفي خارج گوش.
/an´tī hē´liks´/n., pl.
● (کالبد شناسی - لبهی داخلی و خمیدهی دهلیز گوش برونی) پیش حلزون
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن