دیکشنری فارسی

antihelix

معنی فارسی

برامدگي قسمت غضروفي خارج گوش.

معنی کامل و مثال‌ها

/an´tī hē´liks´/n., pl.

(کالبد شناسی - لبه‌ی داخلی و خمیده‌ی دهلیز گوش برونی) پیش حلزون

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن