antimere
معنی فارسی
هر يک از دو بخش يا اندام متقارن، جفت اندام
معنی کامل و مثالها
/an´ti mir´/n.
● (جانورشناسی - در جانورانی که دارای اندامهای متقارن هستند) هر یک از دو بخش یا اندام متقارن، جفت اندام
هر يک از دو بخش يا اندام متقارن، جفت اندام
/an´ti mir´/n.
● (جانورشناسی - در جانورانی که دارای اندامهای متقارن هستند) هر یک از دو بخش یا اندام متقارن، جفت اندام
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن