دیکشنری فارسی

antimere

معنی فارسی

هر يک از دو بخش يا اندام متقارن، جفت اندام

معنی کامل و مثال‌ها

/an´ti mir´/n.

(جانورشناسی - در جانورانی که دارای اندام‌های متقارن هستند) هر یک از دو بخش یا اندام متقارن، جفت اندام

واژه‌های دیگر با معنی «هر يک از دو بخش يا اندام متقارن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن