دیکشنری فارسی

antimonyl

معنی فارسی

آنتي مونيل

معنی کامل و مثال‌ها

/an´tǝ mǝ nil´/n.

● (شیمی ـ بنیان یک ظرفیتی SbO که در برخی املاح یافت می‌شود) آنتی مونیل

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن