antinomy
معنی فارسی
تناقض دوقانون يا دو اصل با هم
معنی کامل و مثالها
/an tin´ǝ mē/n., pl.
● تضاد (دو قانون یا اصل و غیره)، تناقض (عقلانی یا معنوی)، پادبود، پادشناسی
● (ریاضی) تنازع احکام
تعریف انگلیسی
noun
- a contradiction between two statements that seem equally reasonable