دیکشنری فارسی

antinomy

معنی فارسی

تناقض دوقانون يا دو اصل با هم

معنی کامل و مثال‌ها

/an tin´ǝ mē/n., pl.

● تضاد (دو قانون یا اصل و غیره)، تناقض (عقلانی یا معنوی)، پادبود، پادشناسی

● (ریاضی) تنازع احکام

تعریف انگلیسی

noun
  1. a contradiction between two statements that seem equally reasonable

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن