دیکشنری فارسی

antiperiodic

معنی فارسی

جلوگيري کننده از نوبت و دوره ء امراض.

ضد تناوبي، پاد پيگشتي

معنی کامل و مثال‌ها

/an´tī pir´ē äd´ik/adj., n.

داروی جلوگیری کننده از بازگشت بیماری (به ویژه تب نوبه یا مالاریا)

ضد تناوبی، پاد پی‌گشتی

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن