antiperiodic
معنی فارسی
جلوگيري کننده از نوبت و دوره ء امراض.
ضد تناوبي، پاد پيگشتي
معنی کامل و مثالها
/an´tī pir´ē äd´ik/adj., n.
● داروی جلوگیری کننده از بازگشت بیماری (به ویژه تب نوبه یا مالاریا)
● ضد تناوبی، پاد پیگشتی
جلوگيري کننده از نوبت و دوره ء امراض.
ضد تناوبي، پاد پيگشتي
/an´tī pir´ē äd´ik/adj., n.
● داروی جلوگیری کننده از بازگشت بیماری (به ویژه تب نوبه یا مالاریا)
● ضد تناوبی، پاد پیگشتی
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن