دیکشنری فارسی

antipersonnel

UKæntipəːsənel

معنی فارسی

ضد نفر

معنی کامل و مثال‌ها

/an´tī pu_r´sǝ nel´/adj.

● (ارتش) ضد نفر

antipersonnel mines

مین ضد نفر

تعریف انگلیسی

adjective
  1. designed to inflict death or personal injury rather than material destruction

واژه‌های دیگر با معنی «ضد نفر»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن