antiremonstrant
معنی فارسی
مخالف اعتراض
پيرو مسيحي جانکلوين و مخالف فرقه ي آرمين
معنی کامل و مثالها
/an´tī ri män´strǝnt/n.
● مخالف اعتراض
● (A بزرگ) پیرو جانکلوین و مخالف فرقهی آرمین
مخالف اعتراض
پيرو مسيحي جانکلوين و مخالف فرقه ي آرمين
/an´tī ri män´strǝnt/n.
● مخالف اعتراض
● (A بزرگ) پیرو جانکلوین و مخالف فرقهی آرمین
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن