دیکشنری فارسی

antispastic

معنی فارسی

داروي ضد اسپاسم کاهنده ي اسپاسم

معنی کامل و مثال‌ها

/-spas´tik/adj., n.

● داروی ضد اسپاسم

● کاهنده‌ی اسپاسم

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن