antitoxic
معنی فارسی
ضد سمي ضد زهر پاد زهر
معنی کامل و مثالها
/an´ti täk´sik/adj.
● وابسته به پادزهر، ضد مسمومیت، پادزهرآبه
تعریف انگلیسی
adjective
- counteracting a toxin or poison