antonymic معنی فارسی متضاد واژههای دیگر با معنی «متضاد» antonym متضاد opposite meaning معني متضاد، معني وارونه conflicting goals اهداف متضاد color antagonists رنگهاي متضاد drop out type دخشه هاي متضاد opposites-test آزمون کلمات متضاد antonymous وابسته بکلمه متضاد. meioses اثبات چيزي با نفي متضاد آن، ملايم سازي از راه طعنه meiosis اثبات چيزي با نفي متضاد آن، ملايم سازي از راه طعنه meiotic اثبات چيزي با نفي متضاد آن، ملايم سازي از راه طعنه