apart from UKəpɑːtfrɔm معنی فارسی قطع نظر از صرف نظر از واژههای دیگر با معنی «قطع نظر از» aside from قطع نظر از، گذشته از regardless OF قطع نظر از independent of قطع نظر از جدا از sol. = solution، محلول، -1 فرآورده مايعي از يک يا چند ماده شيميائي