دیکشنری فارسی

aphasia

USə'feıʒə

معنی فارسی

ناخوشي بي زباني

معنی کامل و مثال‌ها

/ǝ fā´zhǝ/n.

● (کمبود یا فقدان کامل قدرت به کار بردن یا فهم واژه‌ها معمولا در اثر آسیب مغزی)، زبان پریشی

تعریف انگلیسی

noun
  1. inability to use or understand language (spoken or written) because of a brain lesion

واژه‌های دیگر با معنی «ناخوشي بي زباني»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن