دیکشنری فارسی

aplenty

UKæplentiː USəp'lentı

معنی فارسی

به حد وفور فراوان

معنی کامل و مثال‌ها

/ǝ plen´tē/adj., adv.

● (عامیانه) به حد وفور، فراوان

there was food aplenty

غذا فراوان بود.

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن