apnoea معنی فارسی حبس نفس واژههای دیگر با معنی «حبس نفس» bated breath نفس حبس شده skip breathing حبس نفس براي طولاني کردن مدت غواصي hyperventilate چند نفس کوتاه پيش از حبس نفس (غواصي) shallow-water blackout بيهوشي غواص که نفس را زير آب حبس کرده