apostatized
UKəpɔstətaizd
معنی فارسی
از دين برگشته ، دست از کيش خود کشيده ،
مرتد شده
بيابان ، دشت ، صحرا ، متروک ، ويران
از دين برگشته ، دست از کيش خود کشيده ،
مرتد شده
بيابان ، دشت ، صحرا ، متروک ، ويران
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن