aposteriori
معنی فارسی
پسين ، موخر بر تجربه
(من.) از معلول بعلت رسيده ،
از مخلوق بخالق پي برده ، استنتاجي ،
استقرايي ، با استدلال قياسي
پسين ، موخر بر تجربه
(من.) از معلول بعلت رسيده ،
از مخلوق بخالق پي برده ، استنتاجي ،
استقرايي ، با استدلال قياسي
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن