دیکشنری فارسی

apostolate

معنی فارسی

رسالت، ماموريت، مقام يا شغل پاپ، رهبري

معنی کامل و مثال‌ها

/ǝ päs´tǝ lit/n.

● (مسیحیت) مدت خدمت یا وظایف فرستاده‌ی کلیسا

during the period of his apostolate

در دوران رسالت او

واژه‌های دیگر با معنی «رسالت»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن