دیکشنری فارسی

apotheosize

معنی فارسی

تا درجه خدايي ستودن ، خدا ساختن،

تکريم اغراق اميز نمودن ،

بدرجه ء خدايي پرستيدن

معنی کامل و مثال‌ها

/ǝ päth´ē ǝ sīz´/vt.

به رتبه‌ی الهی ارتقا دادن، تبدیل به خدا کردن، مثل خدا پرستیدن

ancient Egyptians apotheosized Alexander

مصریان کهن اسکندر را به مرتبه‌ی خدایی رساندند.

بسیار ستایش کردن، تجلیل فراوان کردن، پرستودن، آرمانی کردن

ریشه و کاربرد

Verb

Elevate to, or as if to, the rank of a god; idolize.

ریشه

From the Greek 'apotheoun' - 'to deify', and 'theos' - 'god'.

مثال

  • The fans apotheosized the football player as a god.
  • The leader was apotheosized as a national hero.
  • The artist was apotheosized for his unique style.

ترکیب‌های رایج

Apotheosize someone Apotheosize something

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن