apparent resistivity معنی فارسی مقاومت ظاهري واژههای دیگر با معنی «مقاومت ظاهري» capacitive resistance مقاومت ظاهري خازن impedance compensator متعادل کننده مقاومت ظاهري inductive impedance مقاومت ظاهري با جزء القائي، مقاومت ظاهري القائي choke impedance امپدانس يا مقاومت ظاهري چوک، مقاومت پيچک، مقاومت سلف impedance ratio نسبت امپدانس، نسبت مقاومت ظاهري coupling impedance امپدانس تزويج، مقاومت ظاهري پيوست input impedance امپدانس ورودي، مقاومت ظاهري اوليه impedance matrix ماتريس امپدانس، ماتريس مقاومت ظاهري