appendant or appendent
معنی کامل و مثالها
/-dǝnt/adj., n.
● پیوست، ضمیمه، برافزود، برآویخت، جزو، فهرست (آخر کتاب)، آویزه
● (حقوق) وابسته به حقوق فرعی، حق فرعی
/-dǝnt/adj., n.
● پیوست، ضمیمه، برافزود، برآویخت، جزو، فهرست (آخر کتاب)، آویزه
● (حقوق) وابسته به حقوق فرعی، حق فرعی
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن