apperceive
معنی فارسی
درک کردن به کمک تجربيات گذشته ، دريافت
معنی کامل و مثالها
/ap´ǝr sēv´/vt.
● (روانشناسی) درک کردن (عقاید و تجربیات و دیدههای تازه) به کمک تجربیات گذشته، دریافتن، اندریافت کردن
تعریف انگلیسی
verb
- perceive in terms of a past experience “Somebody ----s something” “Somebody ----s somebody”