appernticeship معنی فارسی کارآموزي واژههای دیگر با معنی «کارآموزي» traineeship کارآموزي، کارورزي، بورس کارآموزي preservice training کارآموزي پيش از خدمت study for bar دوره تعليماتي و کارآموزي کانون وکلا را، طي کردن، درس حقوق خواندن