apple of one's eye
معنی کامل و مثالها
● مردمک چشم
● نور چشم، بسیار عزیز
Josef was the apple of his father's eye
یوسف نور چشم پدرش بود.
● مردمک چشم
● نور چشم، بسیار عزیز
Josef was the apple of his father's eye
یوسف نور چشم پدرش بود.
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن