applicatory
UKæplikeitriː
معنی فارسی
قابل اجراء قابل اطلاق مناسب عملي اعمال شدني
معنی کامل و مثالها
/-kǝ tôr´ē/adj.
● کاربردی، استعمالی، عملی، کاربسته