دیکشنری فارسی

applicatory

UKæplikeitriː

معنی فارسی

قابل اجراء قابل اطلاق مناسب عملي اعمال شدني

معنی کامل و مثال‌ها

/-kǝ tôr´ē/adj.

کاربردی، استعمالی، عملی، کاربسته

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن