دیکشنری فارسی

appointor

معنی فارسی

گمارنده منصوب کننده

معنی کامل و مثال‌ها

/ǝ poin´tǝr/n.

● (حقوق - کسی که از طریق وصیت نامه و غیره حق تقسیم یا فروش ملک را دارد) وکیل، معتمد

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن