appraisable معنی فارسی قابل ارزيابي قيمت کردني قابل تقويم واژههای دیگر با معنی «قابل ارزيابي» appraisement bond اوراق قرضه قابل تجديد ارزيابي assessable قابل تشخيص، قابل ارزيابي، ماليات بردار appreciable شايان تقدير، محسوس، قابل قيمت گذاري يا ارزيابي