appraiser or oppiser معنی فارسی ارزياب ديد زن مقوم واژههای دیگر با معنی «ارزياب» assessor ارزياب، مقوم مالياتي، معاون يا مشاورقاضي prizer ارزياب، قيمت گذار، برنده جايزه . appraiser ارزياب، تقويم کننده . assersor ارزياب، مقوم appraisor ارزياب valuer ارزياب valqator ارزياب. valuator ارزياب. estimator براوردکننده، تخمين کننده، ارزياب custom assersor مامور گمرک، گمرکچي، ارزياب گمرک