aqueous vapor معنی فارسی بخار آب واژههای دیگر با معنی «بخار آب» water vapor بخار آب atmology علم بخار آب vapour pressure فشار بخار آب gland steam بخار دور آب بند، بخار دور زبانه (دريايي) steam distillation تقطير با بخار آب steam stripping تقطير با بخار آب make up feed آب مصرفي ديگ بخار ناو steam fog مه حاصل از بخار آب (دريايي) checkman متصدي کنترل آب ديگ بخار (دريايي) feed water آب رسيده به ديگ بخار ناو (دريايي)