دیکشنری فارسی

aquiculture

معنی فارسی

آبکشت آبزي پروري

معنی کامل و مثال‌ها

/ak´wi kul´chǝr/n.

● رجوع شود به: aquaculture

تعریف انگلیسی

noun
  1. a technique of growing plants (without soil) in water containing dissolved nutrients

واژه‌های دیگر با معنی «آبکشت»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن