دیکشنری فارسی

arachnoid

معنی فارسی

عنکبوتي تارعنکبوت

معنی کامل و مثال‌ها

/-noid´/adj., n.

● (کالبدشناسی) پرده‌ی عنکبوتیه، تنندویه

● وابسته به پرده‌ی عنکبوتیه

● (گیاه شناسی) پوشیده از مو یا الیاف نرم و ریز، کرکدار

● (جانورشناسی) وابسته به عنکبوتیان، تنندویی

● هر یک از جانوران رده‌ی عنکبوتیان، تنندو

تعریف انگلیسی

adjective
  1. the middle of the 3 meninges
  2. air-breathing arthropods characterized by simple eyes and four pairs of legs
  3. relating to or resembling a member of the class Arachnida “Pertains to noun: class Arachnida (for: arachnidian), class Arachnida”

واژه‌های دیگر با معنی «عنکبوتي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن