دیکشنری فارسی

arcadian

US'ɑ:'keıdıən

معنی فارسی

متعلق به ارکاد(ناحيه اي در يونان)، ادم دهاتي ،

ادميکه ساده و بي تجمل زندگي ميکند.

معنی کامل و مثال‌ها

/-ǝn/adj., n.

● وابسته به آرکادی

● اهل استان آرکادی در یونان

● روستایی و ساده، شبانی، بی آلایش

● آدم ساده‌زی

تعریف انگلیسی

adjective
  1. (used with regard to idealized country life) idyllically rustic “a country life of arcadian contentment” “a pleasant bucolic scene” “charming in its pastoral setting” “rustic tranquility”
noun
  1. an inhabitant of Arcadia

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن