arch (1)
معنی کامل و مثالها
/ärch/n., vt., vi.
● (معماری)
● تاق قوسی، تاق ضربی، طاق نما، تاق سردرها و غیره
● تاق (ضربی) زدن، دارای تاق منحنی کردن، منحنی کردن، قوسی شکل کردن
Kashan's old buildings have arched roofs
ساختمانهای قدیمی کاشان تاق ضربی دارند.
● ساختمان دارای تاق ضربی
● نیمدایره، قوس، کمان، هلال
● هر چیز قوس مانند، قوسی، قوس کف پا
mandibular arch
قوس فکی
plantar arch
قوس کف پا
* arch bridge
پل قوسی، پل دارای تاقهای ضربی (مثل سی و سه پل اصفهان)
* victory arch
تاق نصرت