دیکشنری فارسی

arch (2)

معنی کامل و مثال‌ها

/ärch/adj.

● اصلی، بزرگ، عمده

arch villain

رذل بزرگ

● زرنگ، محیل

Delilah smiled archly

دلیله لبخند محیلانه‌ای زد.

● بازیگوش، شیطان، شوخ

an arch look

نگاه شوخ

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن