دیکشنری فارسی

archi-

معنی کامل و مثال‌ها

/är´ki, -kǝ, -kē/

● پیشوند:

● عمده، نخست [archiepiscopal]

● (زیست شناسی) اولیه، اصلی [archiblast]

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن