دیکشنری فارسی

archipelago

UKɑːkipeləgou USɑ:kə'pelə'gəu

معنی فارسی

درياي پر جزيره بحرالجزاير مجمع الجزاير

معنی کامل و مثال‌ها

/är´kǝ pel´ǝ gō´/n., pl.

● (جغرافی)

● دریای پر جزیره، آبخست دریا

the Aegean archipelago

دریای پر جزیره‌ی اژه

● مجمع‌الجزایر، آبخستگان، آبخست گروه

the Philippine archipelago

مجمع الجزایر فیلی پین

تعریف انگلیسی

noun
  1. a group of many islands in a large body of water

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن