arctic
US'ɑ:ktık
معنی فارسی
شمالي ، وابسته بقطب شمال سرد
معنی کامل و مثالها
/ärk´tik/adj.
● وابسته به قطب شمال و بخشهای اطراف آن، شمالگان، شمالگانی، قطبی
arctic exploration
اکتشاف شمالگان
● بسیار سرد، منجمد، یخزده
arctic equipment and clothing
دست افزار و تنپوش مقاوم در مقابل سرمای شدید (شمالگانی)
* the Arctic
قطب شمال و دریاها و سرزمینهای اطراف آن (شمال عرض جغرافیایی 70 درجه)، شمالگان
مترادفها
adjective
Northern, boreal, septentrional, septentrion.