arcuation
معنی فارسی
خم شدگي، انحنا، کماني بودن، کمانساني
کاربرد تاقهاي ضربي و طرحهاي قوسي در
بنايي
يک رديف تاق نصرت با تاقضربي
معنی کامل و مثالها
/är´kyōō ā´shǝn/n.
● خم شدگی، انحنا، کمانی بودن، کمانسانی
● کاربرد تاقهای ضربی و طرحهای قوسی در بنایی
● یک ردیف تاق نصرت با تاق ضربی (مثل برخی بازارها)
مترادفها
noun
1. (Rare.) Curvature, incurvation, curvity, flexure, bend, crook.
2. Layering, propagation by layers.