دیکشنری فارسی

arcuation

معنی فارسی

خم شدگي، انحنا، کماني بودن، کمانساني

کاربرد تاقهاي ضربي و طرحهاي قوسي در

بنايي

يک رديف تاق نصرت با تاقضربي

معنی کامل و مثال‌ها

/är´kyōō ā´shǝn/n.

خم شدگی، انحنا، کمانی بودن، کمانسانی

کاربرد تاق‌های ضربی و طرح‌های قوسی در بنایی

یک ردیف تاق نصرت با تاق ضربی (مثل برخی بازارها)

مترادف‌ها

noun
1. (Rare.) Curvature, incurvation, curvity, flexure, bend, crook.
2. Layering, propagation by layers.

واژه‌های دیگر با معنی «خم شدگي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن