argumentive معنی فارسی استدلالي منطقي جدلي. واژههای دیگر با معنی «استدلالي» adductive استدلالي، مدلل، استشهادي argumentative استدلالي، منطقي، جدلي discursory استدلالي ratiocinative استدلالي apologetics مدافعه استدلالي از مسيحيت dogmatist کسيکه عقيده وقانوني را امرانه وضع ميکند، طرفدارفلسفه استدلالي intuitive مستقيما درک کننده، ناگهان يابنده، حسي