دیکشنری فارسی

armature

UKɑːmətjeər

معنی فارسی

سلاح زره جوشن ميله فلزي جوشن

معنی کامل و مثال‌ها

/är´mǝ chǝr/n.

● (هرگونه پوشش دفاعی) زره، لایه‌ی حفاظی، جوشن

● عضو یا ساختار گیاه یا جانور که کاربرد دفاعی دارد (مثل دندان و شاخ و پنجه و نیش و خار)

● (برق و مکانیک) آرماتور، آرمیچر، روتور، القاگر، چرخانه

● (تندیس گری) چارچوب یا اسکلتی که خمیر (یا گل یا پلاستیک مذاب) را نگه می‌دارد

ریشه و کاربرد

ریشه

From Latin 'armatura' meaning 'equipment'.

مثال

  • The armature of the motor was damaged.
  • The sculptor built an armature for his clay model.
  • The armature in the generator needed replacement.

ترکیب‌های رایج

Wire armature Motor armature Sculpture armature

تعریف انگلیسی

noun
  1. coil in which voltage is induced by motion through a magnetic field

واژه‌های دیگر با معنی «سلاح»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن