armchair
UKɑːmtʃɛər
US'ɑ:m'tʃɛə
معنی فارسی
صندلي دسته دار صندلي راحتي پشت ميز نشين
معنی کامل و مثالها
/ärm´chǝr´/n., adj.
● صندلی دسته دار، صندلی راحتی
● (دارای دانش در مورد چیز بخصوص نه از راه مشاهده و تجربه و عمل بلکه از طریق غیرمستقیم مثل خواندن یا شنیدن تجربیات دیگران) نظری، پشت میز نشین
an armchair traveller
مسافر تخیلی
an armchair anthropologist
مردم شناسی که از صندلی خود تکان نخورده (و بین مردم نرفته).
an armchiar general
سرلشگر جنگ ندیده
an armchair agricultural engineer
مهندس کشاورزی پشت میز نشین
تعریف انگلیسی
noun
- chair with a support on each side for arms