دیکشنری فارسی

armchair

UKɑːmtʃɛər US'ɑ:m'tʃɛə

معنی فارسی

صندلي دسته دار صندلي راحتي پشت ميز نشين

معنی کامل و مثال‌ها

/ärm´chǝr´/n., adj.

● صندلی دسته دار، صندلی راحتی

● (دارای دانش در مورد چیز بخصوص نه از راه مشاهده و تجربه و عمل بلکه از طریق غیرمستقیم مثل خواندن یا شنیدن تجربیات دیگران) نظری، پشت میز نشین

an armchair traveller

مسافر تخیلی

an armchair anthropologist

مردم شناسی که از صندلی خود تکان نخورده (و بین مردم نرفته).

an armchiar general

سرلشگر جنگ ندیده

an armchair agricultural engineer

مهندس کشاورزی پشت میز نشین

تعریف انگلیسی

noun
  1. chair with a support on each side for arms

واژه‌های دیگر با معنی «صندلي دسته دار»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن