armful
معنی فارسی
(يک) بغل
معنی کامل و مثالها
/ärm´fool/n., pl.
● به اندازهی یک بغل، (با) دستهای پر
he left the library with an armful of books
با یک بغل کتاب کتابخانه را ترک کرد.
(يک) بغل
/ärm´fool/n., pl.
● به اندازهی یک بغل، (با) دستهای پر
he left the library with an armful of books
با یک بغل کتاب کتابخانه را ترک کرد.
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن