armor piercing معنی فارسی ثاقب ضد زره واژههای دیگر با معنی «ثاقب» shooting star شهاب ثاقب piercing shell گلوله ثاقب armor piercing capped داراي کلاهک ثاقب، گلوله با کلاهک ثاقب meteor shower سقوط پياپي شهابهاي ثاقب، رگبار، تير meteoric shower سقوط پياپي شهابهاي ثاقب، رگبار، تير شهاب. tungstan carbide ماده تونگستن کاربيد، (ماده داخلي گلوله هاي ثاقب) cannelure شيار استقرار پوکه روي گلوله، شيار استقرار روکش گلوله ثاقب meteoroid جسم کوچکي که درفضاحرکت ميکندوهنگام، برخوردبهواي محيطزمين شهاب ثاقب گرد spurrey شبيه مهميز يا سيخک، نوک تيز، ثاقب spurry شبيه مهميز يا سيخک، نوک تيز، ثاقب