armoring معنی فارسی غلاف دار زره پوش زرهي واژههای دیگر با معنی «غلاف دار» shielded wire سيم غلاف دار shield grid شبکه غلاف دار sheath knife چاقوي غلاف دار. medullated داراي غلاف مخ دار، مغز حرام دار.، نيامدار shield grid thyratron تيراترون غلاف دار podded نيام دار، غلاف دار، داراي زندگي اسوده يا تامين شده thecal داراي پوشش کپسول دار، غلاف دار. thecate داراي پوشش کپسول دار، غلاف دار. glumaceous پوست دار، غلاف دار. sheathed cable کابل زره دار، کابل غلاف دار، کابل زرهي