arms (call on) معنی فارسی حاضر به تير ، حاضر به تير کردن فرمان حاضر به تير واژههای دیگر با معنی «حاضر به تير» ready position حالت حاضر به تير، حاضر به تيراندازي، وضعيت حاضر به حرکت هليکوپتر raise pistol فرمان حاضر به تير در تيراندازي کلت، طپانچه ها بالا prepare for action حاضر به عمليات شدن، حاضر به تير کردن، حاضر به جنگ کردن (توپخانه) all available تمام توپخانه موجود، کليه توپخانه حاضر به تير