arrayal
معنی فارسی
صف آرايي صف
معنی کامل و مثالها
/-ǝl/n.
● به صف آراستن، ردیفبندی، آرایش جنگی، آذینبندی، زینت کردن
● شخص یا چیز آراسته یا ردیف شده
صف آرايي صف
/-ǝl/n.
● به صف آراستن، ردیفبندی، آرایش جنگی، آذینبندی، زینت کردن
● شخص یا چیز آراسته یا ردیف شده
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن