دیکشنری فارسی

arrears

UKəriəz USə'rıəz

معنی فارسی

پس افتادگي باقي بدهي

معنی کامل و مثال‌ها

/ǝ rirz´/n.pl.

وامی که موعد استرداد آن گذشته است، بدهی نکول شده، بدهی پس افتاده، دیون معوقه

he vanished leaving massive arrears

غیبش زد و دیون نپرداخته‌ی عظیمی به‌جا گذاشت.

arrears payment

پرداخت وام‌ها یا اقساط نکول شده

(تعهد یا مسئولیت و غیره) انجام نشده، نا انجام

* in arrear(s)

1- نا انجام، نکول شده، نکولی، معوق، عقب، پس افتاده

his landlord complained that his rent was in arrears

صاحب خانه‌اش شکایت کرد که در پرداخت اجاره نکول کرده است.

2- (انگلیس) پرداخت (حقوق و غیره) در آخر مدت نه پیشاپیش

you are five months in arrears

شما (در پرداخت یا انجام) پنج ماه تاخیر کرده‌اید.

she was paid every four weeks in arrears

حقوق او در پایان هر چهار هفته پرداخت می‌شد.

تعریف انگلیسی

noun
  1. the state of being behind in payments “an account in arrears”
  2. an unpaid overdue debt

مترادف‌ها

noun plural
Arrearage, deficiency, unpaid dues, amounts due, but unpaid.

واژه‌های دیگر با معنی «پس افتادگي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن